محمد مهريار
22
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
روزگار محو شده است . در تقسيمات اخير نام سليمان را هم از آن برداشتهاند و آن را فقط آباد خواندهاند . آباد ديگرى هم در اين دهستان داريم به نام آباد ارمپشت كه در ارمپشت خواهد آمد . آبادان b d n اين كلمه در تداول عامّه نيز به همين صورت تلفظ مىشود و آن ديهى است كه برحسب مذكور در آمار شهرستانها و ديهها در شهرستان نايين واقع شده و آمارگران آن را از جمله ديههاى خور و بيابانك به حساب آوردهاند . « 1 » اين ديه كه نامش آبادان است بر خلاف نامش ، ديهى است حقير با خانوارى قرب پنج يا شش و جمعيتى نزديك به 30 نفر و يا قريب به اين ، واقع در كرانهء كوير ايران . چنان كه مكرر در طى نام ديهها و روستاهاى مناطق كويرى خواهيم ديد ، آب كاريزهاى اين منطقه بهعلت قلت ريزش نزولات آسمانى دايما تقليل مىيابد و به همين جهت قناتها خشك مىشود و مطموس مىگردد و در روستاهاى نايين اين مسأله از همهجا آشكارتر است . اين ديه كه شايد در گذشته روزى همانند اسم خود آبادان بوده است ، امروز مثل نام خود نيست و به اين حال ويرانى و حقارت افتاده است . بايد دانست كه ، حضارت و آبادانى در ديهها و روستاهاى ايران با آب آغاز مىشود و با آب رشد و توسعه مىيابد و با بىآبى پايان مىگيرد . قطع نظر از واقعيت اين مسأله صرف وجود كلمهء آباد در هزاران ديه ايران نشان اين معناست و همچنين وجود كلمهء « آب » در « آباد » و « آبادان » و « آبادانى » در معانى اسم و صفت باز روشنگر اين مسأله است كه آب تا چه درجه گذشته از حضارت با حيات مردم اين سرزمين بستگى داشته است . ايرانيان در طى تاريخ تمدن كهن خود از نخستين و ممتازترين مردمى هستند كه در جستوجوى آب كوشيدهاند ، دل زمين را كنده و كاويدهاند ، كاريزهاى كوچك و بزرگ روان داشتهاند ، سرزمين خود را آباد ساخته و آن را پر رونق نمودهاند و نام آب ( آباد و آبادان ) را بر آن نهادهاند . دربارهء قنات و قناتهاى ايران كه در
--> ( 1 ) - مركز آمار ايران ، نام و جمعيت نقاط مسكونى استان اصفهان ، نشريهء 289 ، سرشمارى عمومى ، آبانماه 1345 ، ص 84 ، از اين پس اين نشريه با حروف اختصارى نشريهء م . آ . ا . مشخص مىشود .